ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۲, دوشنبه

دوشنبه 2 شهریور 1388

آقایی با ریش پرفسوری و عینک و در عین حال چاق-خیلی خیلی چاق-جلوی من رژه می رود و در گوش کسی که پشت خط است داد می زند که" بند 7 و 8 باید با هم جمع شوند ."بند را که میشنوم ناخودآگاه بند بند بدنم میلرزد.میدانم که منظور آقای چاق از بند ، بندهایی از یک قرارداد یا یک چیز مزخرفی است که روی کاغذی چیزی نوشته اند.این را هم می دانم که کسانی در بندهایی هستند که گهگاهی بند بند بدنشان میلرزد.